شوراها
1. اول اينكه بايستي بين آنچه كه مي توانيم داشته باشيم و آنچه كه داريم تفاوت قائل باشيم ؛ چرا كه معاف شدن و توجيه آورن دو امر كاملا متفاوت از يكديگرهستند.
2. اگر اولي را به معناي نبود بيش از يك راه و تنها راه بدانيم و دومي را به وجود چند راه و تنها يك يا هيچ راه را انتخاب نكردن بدانيم، بهتر است نه به اولي فكر كنيم و نه به دومي.
3. مهمترين عمل و بهترين راه(به زعمي) آن است كه بتوانيم شرايطي مساعدتر براي همديگر داشته باشيم حال اينكه اين راه وجود دارد يا نيازي در خلق، آن خود بحث ديگري ست.
4. اگر نفرات اول و دوم (به معناي اسمي و نه به معناي ترتيبي آن)تخصصي در اين زمينه نداشتند، ولي راي مي آورند اول بايستي احترام گذاشت؛ چرا كه در خود مقوله"مقبوليت" و در اينجا از نوع "public" آن نهفته است ،ميزان و صحت آن هم خود بحث ديگري ست.
5. اگر نفرات سوم و چهارم (باز هم در همان معنا) تخصصي (مرتبط با علوم شهري) شدند، در مينيمال بودن آن هم بايستي شك داشت چرا كه هنوز بدان معنا تجربه و يا ارزيابي دقيقي از اين مبحث به صورت فراگير نداشته و نداريم.
6. بايسته است از خود بپرسيم چه قدر در اين بين سهيم بوده ايم (فارغ از چنين لرزشها و لغزشهاي نوشتاري) و به اولي تا چهارمي به چه ميزان كمك كرده ايم؛ من و تويي كه شهر خوانده يا شهرساز يا چيزي شبيه اين هستيم.
7. خوشبختانه ما (من و تو) نه اولي هستيم و نه آخري (البته شايد پنجمي و ششمي باشيم) اما لاجرم از اندكي تجربه ما زماني كاهش مي يابد كه توسعه مطالعات و ادبيات تخصصي ما بدان مي افزايد. اين وظيفه من و تو ست و نه اولي و يا حتي دوتاي بعدي.
8. نه اولي و نه ششمي همگي فرع هستند و به حاشيه رفتن اين دو و استعمال آن به شكلي ترتيبي كاري ست عبث و البته نه پايا و نه پويا.
9. اما اصل چيست؟ اصل همان و همين مجتمعهاي زيستي من وتو ست كه همگي امان را به جهتي خاص پيش مي راند.
10. هميشه باهم و براي هم ؛ اصل همان است كه گفته شد، البته با حفظ شرايط خاصه و عامه.
شهر پرتراكم و توسعه پايدار شهري
شهر پرتراكم و توسعه پايدار شهري :
تضادها و پيچيدگي ها
برتون و همكاران ((1
برگردان : مينو رفيعي
اگر بتوانيم ژرفاي مسئله را بشناسيم ، پاسخ از درون
آن برمي خيزد، زيرا پاسخ از مسئله جدا نيست .
كريشنامورتي
مقدمه : مسئله
در كنفرانس بين المللي توسعه و محيطزيست در ريودوژانيرو، در سال 1992، 150 كشور اعلاميه اي را براي تعيين اصول دستيابي به توسعه پايدار امضاء كردند. درجهت اجراء و حمايت از اين اعلاميه ، در اين نشست برنامه كار 21، برنامه اي اجرائي براي حصول به توسعه پايدار در سده آينده ، پذيرفته شد: برنامه اي خطاب به موسسات بين المللي ، دولتهاي ملي و محلي ، و سازمانهاي غيردولتي .
اكنون سياستهاي اجرائي لازم براي انجام تعهدات اين نشست تهيه شده است . دولت بريتانيا "نظام برنامه ريزي كاربري شهري " را قلب استراتژي هاي توسعه پايدار برمي شمرد. "پايداري " اكنون الويت اول در قوانين حاكم بر برنامه ريزي شهري است . در سطح شهرها، مقامات مسئول برنامه ريزي موظف به رعايت اين اصل در برنامه ريزي و اجراي طرحهاي شهري هستند. به آنها تفهيم شده است كه "پايداري " تنها از طريق هدايت توسعه به گستره هاي موجود شهري امكان دارد، و نه گسترش شهر به سوي پيرامون و زمينهاي زراعي ، و تنها از طريق افزايش تراكم قابل دسترسي است . اين به معناي تشويق فرآيند افزايش شدت استفاده از زمين براي مقاصد گوناگون است .
اكنون شهر پر تراكم ، از سوي بسياري از برنامه ريزان ، به عنوان پايدارترين شكل و طرح شهري ، تجويز مي شود.با اين حال ، تجربيات و پژوهشهاي كنوني تمامي اين نظريه را تاييد نمي كنند و مباحث بر سر نيكي و بدي شهر پرتراكم همچنان ادامه دارد.براي بسياري از ادعاهاي طرفداران شهر پرتراكم ، دعاوي مخالف ، و گاه تضادهاي عملي در سطح محلي وجود دارد. به طور مثال ، ادعا مي شود كه شهر پرتراكم ، زمينهاي كشاورزي پيرامون شهرها را حفاظت مي كند، و با كاهش گستره هاي شهري ، آلودگي هواي ناشي از تردد اتومبيلها در يك پهنه وسيع را، كاهش مي دهد. مبحث مخالف اين ادعا، بر اين نكته اشاره دارد كه تراكم ترافيك ، خود از سوئي آلودگي هوا را افزايش مي دهد از سوي ديگر آلودگي سر و صدا، اتلاف وقت و هزينه هاي اجتماعي ديگري به همراه دارد و به جاي دست اندازي به زمينهاي كشاورزي اطراف شهرها، فضاي سبز درون شهري را مي بلعد و كاهش مي دهد. هم چنين ادعا مي شود كه شهر پرتراكم جذابيت اقتصادي منطقه را افزايش مي دهد، و موجب شكوفائي واحدهاي اقتصادي كوچك و اقتصاد محلي مي شود. اما در برابر اين ادعا نيز مي توان مدعي شد كه تراكم زياد، قيمت زمين را افزايش مي دهد، و در نتيجه بهاي مسكن و ساختمانهاي تجاري به حد غير قابل تاميني ، فراتر از توان مالي متقاضيان فزوني مي گيرد. يا مثلا ادعا مي شود كه شهر پرتراكم تنوع فرهنگها را به دنبال دارد و كيفيت اجتماعي را بالنده كرده ، تنوع فعاليتها را افزوده و شهري زنده تر، امن تر، و محيطي برابرتر و عادلانه تر ايجاد مي كند.ادعاي ضد آن اين است كه تراكم زياد منجر به افزايش جرايم ، افزايش نابرابري هاي درآمدي ، و دو قطبي شدن جامعه : ثروتمندها و برخورداران ، و نادارها و محرومان مي شود.مثالهاي بسيار ديگري از مباحث مثبت و منفي در مورد تراكم وجود دارد.(2)
همچنين در اجرا و دستيابي به شهر پرتراكم ، موانع و مصائب فراواني وجود دارد. در برپائي و ايجاد شهرهاي پرتراكم ، مشكلاتي از ديدگاه ويژگيهاي شيوه هاي زندگي و تضاد بين منافع راهبردي و ملي از يك سو، و منافع و مزيتهاي محلي از سوي ديگر، نيز خودنمائي مي كند.(3)بدينسان ، از ديدگاههائي خاص ، خواسته هاي اجتماعي و فرهنگي در جهتي خلاف مفاهيم شهر پرتراكم عمل مي كنند.
برنامه ريزان محلي از مخالفت ساكنان محلي با انديشه متراكم سازي (4) كاملا آگاهند. اين آگاهي از طريق مشاهده مقاومت فزاينده گروههاي ذينفع در مخالفت با آنچه كه تحت عنوان "شلوغ كردن شهر" ناميده مي شود حاصل شده است ، اين گروهها با شعار "نه در پشت حياط خانه من " مقاومت خود را با متراكم كردن شهر نشان مي دهند.(5) اما مسئولان محلي از كجا مي دانند كه متراكم سازي منافعي را براي پايداري شهر در بردارد، و اگر در اينمورد كاملا مطمئن هستند، راههاي فائق آمدن بر آثار منفي مترتب بر متراكم سازي و نيز غلبه بر مقاومت محلي كدامست ؟ از اينروست كه مديران و مسئولان شهري نيازمند ابزار و راههائي نسبت مطمئن براي ارزيابي ، سنجش و پيش بيني پيامدها يا پايداري اقدامات متراكم سازي در محدوده تحت مديريت خود مي باشند. مديران و مسئولان نيازمند ابزارهائي براي فائق آمدن برنگرانيهاي ساكنان محلي درباره سياستها و اقدامات متراكم سازي اند.
بحثهاي شهرهاي پرتراكم بر وجود سه مشكل تاكيد مي كنند، اين مشكلات عبارتند از:
· هنوز ادعاي پايداري شهر پرتراكم به اثبات نرسيده است ،
· امكانپذيري و پذيرش اجتماعي شهر پرتراكم جاي بسي سوال دارد،
· نياز به ابزار لازم براي حصول اطمينان از موفقيت اجراي شهر پرتراكم مطرح است .
بي ترديد براي حل هر يك از مشكلات ياد شده انجام پژوهشهاي گسترده تر ضروري است ، لكن براي حل اين مشكلات ، نخست بايد معاني درست اين مشكلات را دريافت . در اين نوشته كوشش شده است چالشهاي پژوهشي كه از بحثهاي شهر پرتراكم پديد آمده به دقت مشخص شود. در اين نوشتار موضوعات نيازمند تحقيق ، برحسب پيچيدگيهاي پايداري شهري و پيچيدگيهاي مفهوم شهر پرتراكم ، بررسي شده است . در پي آن محدوديتها، دستاوردها، و نارسائيهاي تحقيقاتي موجود در اين زمينه مطرح شده است . در پايان رويكرد تحقيقاتي تهيه كنندگان اين مقاله در پروژه اي كه براي سازمان محيط زيست انجام مي دهند ارائه گرديده است . در اين پروژه تجربه متراكم سازي توسعه در مناطق شهري آكسفورد بررسي مي شود.
ادامه مطلب
دیدگاه
دکتر داوری: شهر و ساکنانش
لوكوربوزيه معمار بزرگ مدرنيست حكايت كرده است كه روزي در شانزه ليزه دست و پاي خود را در ميان اتومبيلهايي كه از دو طرف ميآمدند گم كرده است و يك لحظه بيمناك شده است كه مبادا نتواند جان خود را از اين مخمصه بيرون برد اما پس از اينكه خود را به پياده رو رسانده دريافته است كه مردم بايد خود را با ترافيك و رفت و آمد سريع اتومبيلها هماهنگ سازند، ترس اول و آرامش بعد با هم بي مناسبت نيستند.
مدرنيته با خود سرعت و خطرهاي ملازم با سرعت آورده است. بشر متجدد بايد براي مواجهه با اين خطرها مهيا باشد ولي مگر تجدد با اتومبيل به شهر راه يافته است؟ وقتي اولين شهر جديد يعني پطرزبورگ ساخته شد هنوز از اتومبيل و ترافيك و سرعت مدرنيته خبري نبود. حتي هوسمان هم بولوارهاي عريض پاريس را پيش ساخته شدن اتومبيل ساخته بود. نكته اينست كه نه شهر را براي اتومبيل ساختهاند نه اتومبيل را براي شهر. پطر كبير و هوسمان پطرزبورگ و پاريس را براي رفت و آمد اتومبيل نساختند. اتومبيل نيز از آن جهت ساخته نشد كه فيالمثل خيابانهاي پاريس مهياي تردد آن بود. اتومبيل و خيابان هر دو از اجزاء طرح مدرنيتهاند چنانكه علم و تكنولوژي و ادبيات جديد نيز از اركان و شئون عمده تجددند. داستايوفسكي درست گفته بود كه پطرزبورگ انتزاعي ترين و تصنعي ترين شهر جهان است زيرا اين شهر قبل از اينكه آثار تجديد از ريشه تفكر و هنر متجدد برويد ساخته شده بود، آنهم در روسيه كه هر چه بود در كاروان تجدد پيشتاز نبود. پطرزبوگ شهر متجدد و تجدد پرور روسيه بود و عجيب نيست كه حوادث و داستانها و رمانهاي نويسندگان بزرگ روس بيشتر در شهر پطرزبورگ ميگذرد زيرا رمان به عصر و شهر مدرن تعلق دارد.
ادامه مطلب
اصلاح شده اش را بخونیم گفتم که نیاز دارد
رويدادهاي ورزشي عنصري فراموش شده در طرحهاي ورزشي و شهري
موضوعات ورزشي براي شهرسازان تاكنون ابعاد متفاوتي چون سرانه و كاربري هاي ورزشي، فضاهاي ورزشي و يا زيرساختها و امكانات ورزشي را در برداشته است. با اين حال اين سئوال تا كنون به صورت جدي و علمي در ميان متخصصين شهرسازي پيش نيامده كه چگونه مي توان از رويكردهاي نوين و مشترك اين دو دربستر شهرها و مناطق شهري سود جست.رويدادهاي ورزشي (sport events )از جمله مهمترين موضوعاتي مي باشد كه امروزه جزء مهمترين اولويتهاي مديران ورزشي و شهري كلانشهرها قرار گرفته و نقش اساسي تري نسبت به قرن پيش ايفاء مي كند. اين مقاله دو هدف عمده را دنبال مي نمايد؛ يكي ارائه نظرات محقق در اين خصوص به عنوان وجه مشترك فراموش شده شهرسازي و ورزش و ديگري به چالش كشيدن ضرورت چنين ديدگاهي به كمك نقد مهمترين سند تصميم گيري ورزش كشور به عنوان يك طرح جديد ورزشي و بررسي ميزان هماهنگي آن با طرح مجموعه شهري تهران و همچنين نقدي از طرح پايه آمايش سرزمين استان آذربايجان شرقي به عنوان يكي از طرحهاي كلان شهرسازي كشور كه به طور ويژه اين موضوع را مورد توجه قرار داده است.در ادامه خواهيم ديد كه در هر سه طرح مذكور اين موضوع اهميت چنداني نيافته و هنوز هم حتي با تهيه طرحهاي نوين شهرسازي و با وجود نزديك شدن به الگوي برنامه ريزي و طرح ريزي راهبردي باز هم نظام برنامه ريزي كشور بعضا از همان مشكلات قديم رنج مي برد.
ويا به اينجا مراجعه فرماييد:
http://www.esnips.com/web/hamayeshha
